دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۹

وارد انستیتو پاستور که می‌شویم، کارکنان مجموعه را می‌بینیم که مشغول روفتن گرد غم از چهره مجموعه هستند؛ جایی با قدمت بیش از یک قرن که حالا خانه تک‌تک‌شان است. همراه نصرالله حدادی به قدیمی‌ترین بخش مجموعه می‌رویم و او روایتش را از کودکی آغاز می‌کند؛ از سال ۱۳۳۹، وقتی تنها 8–7 سال داشت و نام «پاستور» برای نخستین‌بار در ذهنش نشست.

حمله به نماد دانش ایران

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری، انستیتو پاستور ایران طی 3حمله‌ در روزهای 9و 15 اسفند و 3فروردین، آسیب دید؛ مرکزی علمی و تاریخی که دشمنان آمریکایی- صهیونی به سلامت و زندگی روزمره مردم گره می‌خورد. آنچه می‌خوانید گزارش بازدید از این مجموعه و بازخوانی قدمت علمی و تاریخی آن است، همراه با نصرالله حدادی، تهران‌شناس.‌



جنگ جهانی اول و ایده ساخت انستیتو پاستور


وارد انستیتو پاستور که می‌شویم، کارکنان مجموعه را می‌بینیم که مشغول روفتن گرد غم از چهره مجموعه هستند؛ جایی با قدمت بیش از یک قرن که حالا خانه تک‌تک‌شان است. همراه نصرالله حدادی به قدیمی‌ترین بخش مجموعه می‌رویم و او روایتش را از کودکی آغاز می‌کند؛ از سال ۱۳۳۹، وقتی تنها 8–7 سال داشت و نام «پاستور» برای نخستین‌بار در ذهنش نشست. «خواهرم بیمار بود و من همراه مادر برای تهیه پنی‌سیلین به اینجا می‌آمدم. آن روزها دارو در فلاسکی پر از یخ حمل می‌شد و تنها در 2مرکز تزریق می‌شد؛ بیمارستان هزار تختخوابی و رازی. همین تصویری ماندگار از اینجا برایم ساخت.» حدادی درباره تاریخ بناهای قدیمی مجموعه می‌گوید که بخش‌هایی از آن آسیب جدی دیده است؛ مکانی که تاسیس آن به بعد جنگ جهانی اول بازمی‌گردد؛ زمانی که قحطی و بیماری، جان ده‌ها هزار نفر را گرفت... و عبدالحسین میرزا فرمانفرما تصمیم گرفت در خانه‌باغ خود، بنایی برای مقابله با بیماری‌های عفونی بسازد. «چندماه پیش از این، هیأتی ایرانی متشکل از محمدعلی فروغی، دکتر حکیم‌الدوله، نصرت‌الدوله فیروز ، محمودخان معتمد و محمد حسین خان لقمان‌الدوله ادهم در حاشیه کنفرانس صلح پاریس با پروفسور امیل رو، مدیر انستیتو پاستور پاریس، دیدار کردند که به این تصمیم تاریخی فرمانفرما انجامید.‌ 3ماه پس از آنکه نصرت الدوله فیروز با پروفسور رنه لگرو و امیل رو در پاریس ملاقاتی داشت، دکتر جوزف منار به ایران آمد تا پایه‌گذار انستیتو پاستور در ایران باشد.»



قدمت مبل‌های خانه فرمانفرما؛ قدیمی‌تر از اسرائیل


این تهران‌شناس بخش‌های قدیمی انستیتو را نشان‌مان می‌دهد؛ از خانه عباس‌میرزا سالارلشکر سوم که انستیتو در همان‌جا پایه‌گذاری شد و حالا بخش‌هایی از آن تبدیل به آزمایشگاه شده و محل زندگی پروفسور بالتازار که الان نمازخانه کارکنان است تا ساختمان‌های یک‌شکل که متعلق به فرزندان این واقف بزرگ بود. «محوطه تاریخی خانه‌باغ فرمانفرما در گذشته از شمال به خیابان جمهوری، غرب به کارگر، جنوب به خیابان امام‌خمینی‌(ره) و از شرق به خیابان ولیعصر(عج) می‌رسید. در وصف قدمت‌ عمارت‌ها همین بس که در بخش‌های تخریب‌شده می‌بینید که سقف‌ها توفال یا تیرچوبی هستند و در اثر اصابت پرتابه، دیوارهای دوپوش نمایان شده‌اند.»  مجموعه ریاست انستیتو هم از آسیب در امان نمانده و خرده‌شیشه‌ها کف و روی مبل‌های متعلق به خانه صبار فرمانفرماییان ریخته‌اند. حدادی می‌گوید که اینجا قدمت مبل‌ها هم‌ بیشتر از رژیمی است که به ایران حمله کرده و بعد به معرفی قاب عکس مدیران انستیتو می‌پردازد که برخی روی زمین افتاده‌اند؛ پروفسور بالتازار، دکتر محمد تقی‌خانی، دکتر سروری، دکتر مصطفی ناموری، دکتر روح‌الامینی و... کسانی که در ادوار مختلف ریاست یکی از 25انستیتو پاستور دنیا را برعهده داشتند؛ از معدود انستیتوهایی که قدمتی بیش از یک قرن دارد و رتبه‌اش در دنیا زیر 5است.‌



مکث
 پاستور هنوز ایستاده است


قاب‌ها را سر جای خود می‌گذاریم و قدم‌زنان به حیاط پشتی می‌رویم و جایی که تابلوی «بخش سل و تحقیقات ریوی» کنده شده و روی زمین افتاده است. نصرالله حدادی به سردیس پروفسور بالتازار میان استخر خالی اشاره می‌کند و می‌گوید: «بزرگان زیادی برای ریشه‌کنی انواع بیماری‌ها زحمت کشیدند و این انستیتو پابرجا خواهد ماند؛ جایی که شارل دوگل، در وصفش گفت این مؤسسه از مهم‌ترین دستاوردهای فرانسه در ایران است.» حالا، میان آوار و سکوت، این جمله معنای دیگری پیدا می‌کند. پاستور هنوز ایستاده است؛ نه فقط در تهران بلکه در حافظه مردمی که یاد گرفته‌اند از دل ویرانی، دوباره زندگی را بسازند...

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha